چو از حال جدم بپرسیده ام
جواب از پدر نیز بشنیده ام
پس از او جهان پیش من خار شد
ومادر ازان قصه بیمارشد
رفیقان همه داغدار غمش
عزادار ازغصه وماتمش
شد آقا بزرگ بعد از او یار ما
بهر کار بودی جلودار ما
پدر رفت یک شهر با آه ودرد
کشیدند از سینه ها آه سرد
از مانده فرزندها دو وچار
زفقدان بابا همه بیقرار
من چیه برادر دو خواهر همه
به غمخواری حال مادر همه
محمد بنا پنج تن شد پدر
پی خدمتش بسته بودیم کمر
محمد هنرمند خوش نام بود
غم از سینه ما هم او می‌زدود